پلاس کهنه ی اندیشه را دور باید انداخت!
زمان بر مغز و پوست کهنگی می تازد امروزچه کم داریم من و تو از درخت و سنگ بی مغز زمین ای دوستبنگر، بنگر زمین هم پوست می اندازد امروز"زمستان واپسین نفسهای سردش را بر زمین می دمد ولی زمین یخ زده اندرونش غوغاییست.بیایید روز دگرگونی زمین و کاینات را با برگی نو بر دفاتر اندیشه هایمان بیاراییم.به شاد باش شمیم بارش شبنم
به فـــــــال نیک دیدار گــــل مریم
بیا تا یک نفس شکــرانه ی امروز
به داغ دل فراموشی دهیم با هم